انقلاب، در تسخیر جبهه واحدی به نام تکنوکرات ها!!
انقلاب، در تسخیر جبهه واحدی به نام تکنوکرات ها
تناقض های سیاسی، تفاهم های اقتصادی
مجتبی رئیسی: در سال های اخیر، شهر هزار فامیل شیراز، شاهد رفت و آمدهای متعدد مدیران با شعارهای متغایر و یا بعضاً متناقض بوده است، اما به راستی در پسِ این آمدن ها و رفتن ها چه تغییری در استان رخ می دهد؟! تفاوت یک استاندار اصلاح طلب با یک استاندار اصولگرا در چه حوزه هایی خواهد بود؟! و آیا این تفاوت ها، تفاوتی در رویه ی اجرایی استان ایجاد می کند؟! آیا مردم( به معنای واقعی کلمه مردم!) به هنگامه ی تغییر مدیریت استان، متوجه تغییری در استان خود می شوند؟! آیا مردم(باز به معنای واقعی کلمه مردم!) به هنگامه تغییر احمدزاده ها و صادق عابدین ها و احمدی ها تغییر محسوسی در جهت گیری های اداره استان خود دیدند؟!
حقیقت آن است که مدیریت فارس، به عنوان یکی از سیاسی ترین استانهای کشور، بیشترین تاثیرپذیری را از ناحیه ی "تفکرات سیاسی" مدیران به خود دیده است. بدان معنا که در انتصاب استاندار و مدیران استانداری، بارزترین ملاک مدنظر، همراهی سیاسی آنان با مجموعه ی سیاسی دولت بوده است. اهمیت خاص این همراهی سیاسی موجب شده تا ارزیابی نگرش های اقتصادی و فرهنگی مدیریت استان عملا به محاق برود. این فاکتورگیری از ارزیابی نگرش های اقتصادی و فرهنگی موجب شده تا تغییر مدیرانی با گرایش های متفاوت سیاسی، عملاً به جابه جایی مهره ها برای اجرای سیاست های اقتصادی واحدی بدل شود.
سیاست زدگی در انتصاب مدیران، محدود به ادارات کل مرتبط با حوزه سیاسی نشده و حتی به سازمان های تخصصی استان نیز سرایت کرده است. هنوز معلوم نیست اداره برق، اداره آب و فاضلاب، آب منطقه ای، اداره کل حوادث غیرمترقبه، و بسیاری از نهادها و سازمانهایی که هیچ ارتباطی با حوزه سیاست و سیاست ورزی ندارند چرا و به چه دلیل برای سیاسیون تا این اندازه مهم! و بعضاً حیاتی جلوه می کنند!!
اما در پسِ این اختلاف منافعی که جناح های مختلف در حوزه سیاسی استان با هم دارند، در مدل توسعه استان ( و در سطح کلان تر کشور) عملاً و علناً یک راه را می پیمایند و یک نسخه را تجویز می کنند. این همسانی و یکسانی الگوی توسعه موجب شده تا یک سیاست توسعه واحد، توسط هر دو جناح در استان پیگیری شود، این یکسانی و همسانی موجب شده تا با تغییر مستأجر طبقه ششم ساختمان میدان امام حسین(ع)، تنها مجریان این سیاست ها تغییر کنند نه خود سیاست ها.
برای مثال بررسی آرشیو مصاحبه ها و سخنرانی های استانداران فارس در 15سال اخیر نشان می دهد علی رغم شعارهای تبلیغاتی در جهت رشد صنعتی استان، آنچه عملا شاهد آن بودیم هدایت و گسیل سرمایه های مردمی به سمت دلال بازی، بورس زمین و مسکن، تجاری سازی شهرها و ... بوده است. پر واضح است که در چنین سیاست های اقتصادی ای نیز، محوریت محرومان و مستضعفان به مثابه ولی نعمتان انقلاب اسلامی دیده نشده و نخواهد شد.
سرگشتگی راهبردی استانداران فارس درسالهای اخیر، و عدم فهم آنان نسبت به جایگاه فرهنگی مرکز استان و راهبرد شیراز سومین حرم اهلبیت(ع)، نیز موجب شده تا با اجرای سیاستهای فرهنگی چندگانه و بعضاً حتی متضاد! عرصه ی فرهنگی استان به محلی برای اعمال سلایق " مَن درآوردی" مدیران سیاسی عرصه ی فرهنگ بدل شود. ماحصل این سرگشتگی راهبردی در عرصه ی فرهنگ هم چیزی نیست جز آنکه امروز در خیابانهای سومین حرم اهلبیت(ع) مشاهده می کنیم!
تن رنجور و زخم خورده فارس، خسته از دعواهای پوچ سیاست بازان سیاسی کار، تشنه ی بازگشت به جایگاه اصیل خود است؛ تن رنجور فارس خسته از سالها رکورددار بیکارترین استان کشور، جرم خیز ترین استان کشور، بعضاً حتی دارای گران ترین شهر کشور و ... خواهان پیشرفتی توأم با عدالت است؛ خواهان بازگشت به آرمانهای اصیل انقلاب اسلامی است. تحقق آرمانهایی که البته در انتصاباتی با معیارهای صرفاً سیاسی محقق نخواهد شد.